ترند تریدینگ (Trend Trading) چیست؟ آموزش معامله در جهت روند

بازار همیشه در حرکت است اما معامله‌گر موفق کسی است که جهت غالب این حرکت را زودتر و دقیق‌تر تشخیص دهد. در این مقاله ترند تریدینگ را با ساختارهای P1، P2 و P3 بررسی می‌کنیم. همچنین ویدئوی آموزش ترند تریدینگ،اجرای واقعی ستاپ‌ها را روی نمودار نشان می‌دهد.
برای یادگیری عملی این مفاهیم آموزش ترند تریدینگ را در انتهای مقاله ببینید.

ترند تریدینگ چیست؟

 
ترند تریدینگ یا معامله‌گری روندی، روشی برای شناسایی و معامله در جهت حرکت غالب قیمت است. معامله‌گر در روند صعودی به‌دنبال خرید و در روند نزولی به‌دنبال فروش یا بازکردن موقعیت فروش است. پایه و اساس حرکت قیمت در بازارهای مالی، ترند است.

اهمیت ترند چیست؟

ترند جهت اصلی حرکت بازار را نشان می‌دهد وقتی هم‌جهت با آن معامله می‌کنید معمولا در مسیر جریان اصلی قیمت قرار دارید اما این کار موفقیت را تضمین نمی‌کند.با هر سبکی که کار می‌کنید باید روند اصلی را در نظر بگیرید.برای مثال در والیوم تریدینگ بررسی حجم به‌تنهایی کافی نیست و باید بدانید بازار در چه روندی قرار دارد ترکیب حجم،ساختار قیمت و ترند،به انتخاب ستاپ‌های معتبرتر کمک می‌کند. در ترند تریدینگ هدف استفاده از حرکت‌های ادامه‌دار بازار است. با حدضرر،مدیریت ریسک و حفظ معاملات سودده،حتی وین‌ریت پایین هم می‌تواند نتیجه قابل‌قبولی ایجاد کند.

نظریه داو در Trend Trading چیست؟

تئوری داو یکی از پایه‌های تحلیل تکنیکال و Trend Trading است.طبق این نظریه،بازار سه ترند اصلی،ثانویه و فرعی دارد.حجم باید حرکت قیمت را تأیید کند و هر روند تا زمان مشاهده نشانه‌های واضح بازگشت معتبر در نظر گرفته می‌شود. شش اصل نظریه داو عبارت‌اند از:
  1. بازار اطلاعات شناخته‌شده را در قیمت منعکس می‌کند.
  2. بازار سه روند اصلی،ثانویه و فرعی دارد.
  3. روند اصلی شامل مراحل انباشت،مشارکت عمومی و توزیع است.
  4. بخش‌ها یا شاخص‌های مرتبط بازار باید یکدیگر را تأیید کنند.
  5. افزایش حجم در جهت حرکت قیمت،اعتبار روند را بیشتر می‌کند.
  6. روند تا زمانی معتبر است که نشانه روشنی از بازگشت دیده شود.
نظریه داو ابتدا برای تحلیل بلندمدت بازار سهام شکل گرفت اما اصول آن در معاملات روزانه نیز کاربرد دارد.معامله‌گر می‌تواند ابتدا جهت روند تایم‌فریم بالاتر را مشخص کند و سپس در تایم‌فریم پایین‌تر به‌دنبال ستاپ هم‌جهت بگردد. در والیوم تریدینگ نیز حجم، لول 2 و لول 3 زمانی اطلاعات مفیدتری ارائه می‌کنند که در کنار ساختار قیمت و روند اصلی بررسی شوند. برای مثال،افزایش حجم خرید در یک روند صعودی می‌تواند ادامه حرکت را تأیید کند اما حجم بالا در محدوده مقاومت ممکن است نشانه توزیع باشد.

ویکی‌پدیا درباره Trend Trading چنین گفته است:

Trend following or trend trading is a trading strategy according to which one should buy an asset when its price trend goes up, and sell when its trend goes down, expecting price movements to continue.

ترجمه: «ترند فالوئینگ یا ترند تریدینگ،یک استراتژی معاملاتی است که بر اساس آن،معامله‌گر هنگام صعودی بودن روند قیمت یک دارایی آن را می‌خرد و هنگام نزولی شدن روند می‌فروشد زیرا انتظار دارد حرکت قیمت ادامه پیدا کند.»

منبع: Wikipedia

مزایا و معایب نظریه داو

نظریه داو یک روش معتبر و شناخته‌شده برای تحلیل ترندهای بازار است، ما مانند هر رویکرد معاملاتی دیگر،هم مزایا و هم محدودیت‌هایی دارد که در ادامه به این موارد می پردازیم.
مزایا معایب
شناسایی قابل اعتماد ترندها شاخص با تأخیر
اصول مستقل از زمان تفسیر ذهنی
جلوگیری از سیگنال‌های کاذب محدودیت در بازارهای رنج
قابل اجرا در بازارهای مختلف عدم وجود قوانین دقیق ورود و خروج

انواع ترند و نحوه تشخیص آن‌ها

انواع ترند و نحوه تشخیص آن‌ها در ترندتریدینگ ترند یعنی جهت غالب بازار در ترند تریدینگ معامله‌گر دنبال همراهی با همین جهت است،نه جنگیدن با آن.ترند سه حالت اصلی دارد: صعودی،نزولی و خنثی.

ترند صعودی

ترند صعودی در ترند صعودی سقف‌ها و کف‌ها بالاتر می‌روند.یعنی بازار هر بار از نقطه قبلی بهتر می‌ماند مثال ساده: اگر قیمت از 50 به 55 برسد بعد تا 52 اصلاح کند و دوباره تا 58 بالا برود ساختار صعودی است.

ترند نزولی

ترند نزولی در ترند نزولی سقف‌ها و کف‌ها پایین‌تر می‌آیند.مثال: قیمت از 100 به 90 برسد بعد تا 94 برگردد و دوباره تا 85 افت کند.این یعنی فشار فروش غالب است.

ترند خنثی

ترند خنثی در ترند خنثی قیمت بین حمایت و مقاومت نوسان می‌کند و جهت واضحی ندارد.اینجا بسیاری از ترندتریدرها وارد نمی‌شوند چون احتمال شکست‌های فیک بیشتر است. ترند را چطور تشخیص بدهیم؟ با چهار چیز:
  • ساختار قیمت
  • سقف و کف‌های مهم
  • حجم معاملات
  • تایم‌فریم بالاتر و پایین‌تر
اگر در روند صعودی حجم در کندل‌های رشد بیشتر باشد و اصلاح‌ها ضعیف بمانند روند معتبرتر است.در والیوم تریدینگ هم همین منطق مهم است حجم بدون توجه به جهت بازار نصف تصویر را نشان می‌دهد.

ترند اولیه (Primary Trend) چیست؟

ترند اولیه (Primary Trend) چیست؟   ترند اولیه یا Primary Trend جهت اصلی و غالب بازار است که معمولا ماه‌ها تا سال‌ها ادامه دارد.این روند می‌تواند صعودی، نزولی یا خنثی باشد.در ترند تریدینگ معامله‌گر ابتدا همین روند را مشخص می‌کند.روند صعودی سقف‌ها و کف‌های بالاتر و روند نزولی سقف‌ها و کف‌های پایین‌تر می‌سازد بازار خنثی نیز بین حمایت و مقاومت نوسان دارد.

مزایا و معایب ترند اولیه (Primary Trend)

مزایای ترند اولیه 

  • جهت غالب بازار را مشخص می‌کند.
  • احتمال معامله در مسیر حرکت اصلی را افزایش می‌دهد.
  • به انتخاب بهتر زمان ورود و خروج کمک می‌کند.
  • جای مناسب‌تری برای حدضرر مشخص می‌سازد مثلا زیر آخرین کف معتبر در روند صعودی.
  • از تصمیم‌گیری احساسی در برابر نوسان‌های کوتاه‌مدت جلوگیری می‌کند.

محدودیت‌های ترند اولیه چیست؟

  • معمولا با تأخیر شناسایی می‌شود و بخشی از حرکت قیمت از دست می‌رود.
  • در زمان انتشار اخبار مهم ممکن است روند ناگهان تغییر کند.
  • در بازارهای نوسانی سیگنال‌های اشتباه بیشتری ایجاد می‌کند.
  • برای اسکالپ و معاملات بسیار کوتاه‌مدت به‌تنهایی کافی نیست.
  • سیگنال ورود قطعی نیست و باید با ساختار قیمت،حجم و مدیریت ریسک تأیید شود.

ستاپ های ترند اولیه (Primary Trend)

ستاپ های ورود در روند اولیه (Primary Trend) برای تشخیص جهت اصلی بازار معمولا ترند اولیه در تایم‌فریم روزانه یا D1 بررسی می‌شود.ترند ثانویه نیز در تایم‌فریم ساعتی یا H1 به معامله‌گر کمک می‌کند اصلاح‌ها و حرکت‌های کوتاه‌تر را بهتر ببیند.در این روش برای تحلیل روند روزانه بیشتر به قیمت بازشدن و بسته‌شدن کندل‌ها توجه می‌شود و سایه‌ها معیار اصلی تشخیص روند نیستند این موضوع بخشی از چارچوب معاملاتی این روش است، نه یک قانون قطعی نظریه داو. در ادامه با مثال‌های تصویری،مفاهیم موومنت،کارکشن و نقاط P1، P2 و P3 بررسی می‌شوند تا ساختار ترند صعودی و نزولی و ستاپ‌های ورود بهتر مشخص شوند.

ستاپ اول ترند اولیه ،ستاپ ورود از خط P2

ستاپ اول ترند اولیه (Primary Trend) پس از تشکیل نقاط P1، P2 و P3،باید یک کندل در جهت روند،بالاتر یا پایین‌تر از P2 بسته شود.سپس سفارش روی خط P2 قرار می‌گیرد تا با ریتست فعال شود.حدضرر زیر کف P3 در روند صعودی و بالای سقف P3 در روند نزولی قرار می‌گیرد کلوز معیار حدضرر نیست.

ستاپ دوم ترند اولیه،ستاپ شارپ (Sharp)

ستاپ دوم ترند اولیه (Primary Trend) در این ستاپ ورود در 30 درصد پایانی کارکشن و نزدیک آغاز موومنت اصلی انجام می‌شود.معامله‌گر منتظر تشکیل کندل همر می‌ماند ورود پس از کلوز همر و حدضرر پشت سایه آن قرار می‌گیرد.این روش ریوارد بالقوه بالایی دارد اما ریسک آن نیز بیشتر است.

ستاپ سوم ترند اولیه،Recorrection 

ستاپ سوم ترند اولیه (Primary Trend) پس از تشکیل P1، P2 و P3،اگر قیمت نتواند P2 را بشکند و به P3 بازگردد ستاپ اصلاح مجدد شکل می‌گیرد.گاهی قیمت با سایه‌ای نقدینگی زیر P3 را جمع می‌کند و سپس صعود می‌کند ورود پس از تأیید برگشت با هدف شکست P2 انجام می‌شود.

ترند ثانویه (Secondary Trend)

ترند ثانویه (Secondary Trend) ترند ثانویه (Secondary Trend) حرکتی اصلاحی موقتی و معمولا خلاف جهت ترند اصلی است که از چند روز تا چند هفته ادامه دارد و در تایم‌فریم یک‌ساعته بررسی می‌شود.برای مثال کاهش قیمت در میانه یک روند صعودی می‌تواند ترند ثانویه نزولی باشد حرکتی که اغلب بر اثر شناسایی سود تغییر موقت عرضه‌وتقاضا یا افزایش فشار فروش شکل می‌گیرد.این ترند به معامله‌گر کمک می‌کند پایان احتمالی اصلاح و ادامه حرکت اصلی را زودتر بررسی کند،اما به‌تنهایی نشانه بازگشت قطعی بازار نیست. در این چارچوب لبه‌های ترند ثانویه بر اساس سایه کندل‌ها واکنش قیمت به سقف‌ها و کف‌ها و حفظ ساختار کلی روند تعیین می‌شوند.

مزایا و معایب ترند ثانویه (Secondary Trend)

مزایای ترند ثانویه (Secondary Trend)

  • شناسایی سریع‌تر شروع کارکشن و موومنت بعدی
  • تشخیص زودتر چرخش‌های احتمالی بازار
  • فراهم‌کردن فرصت ورود پیش از تکمیل حرکت اصلی
  • امکان ترکیب با والیوم تریدینگ برای تأیید بهتر

معایب ترند ثانویه(Secondary Trend)

  • احتمال نادیده‌گرفتن ترند اصلی
  • خطای بیشتر به‌دلیل نوسانات کوتاه‌مدت
  • ایجاد حدضرر نسبتاً بزرگ
  • احتمال شکل‌گیری سیگنال‌های کاذب در شکست‌ها

ستاپ‌های ترند ثانویه (Secondary Trend)

ستاپ‌های ترند ثانویه (Secondary Trend) در نمودار یک‌ساعته بررسی می‌شوند و در هر دو روند صعودی و نزولی کاربرد دارند. شرط اصلی تغییر روند در این ستاپ‌ها،شکسته‌شدن و تثبیت P3 ترند قبلی در تایم‌فریم یک‌ساعته است. تا زمانی که P3 گرفته و تأیید نشود تغییر روند قطعی نیست و نباید صرفا بر اساس نوسانات کوتاه‌مدت تصمیم‌گیری کرد

ستاپ اول: ورود از P2 + رعایت شرط اصلی

ستاپ اول: ورود از P2 + رعایت شرط اصلی. ستاپ اول: ورود از P2 + رعایت شرط اصلی. در این ستاپ پس از شکسته‌شدن P3 ترند قبلی در نمودار یک‌ساعته تغییر روند را محتمل می‌دانیم. سپس با تشکیل P1، P2 و P3 جدید عبور قیمت از P2 با سایه نقطه ورود محسوب می‌شود و حدضرر پشت P3 قرار می‌گیرد.هدف این ستاپ ورود زودهنگام به کارکشن ترند اولیه و همراهی با اصلاح احتمالی 50 % آن است.این روش در ترندهای صعودی و نزولی ترند تریدینگ کاربرد دارد.

ستاپ دوم: ورود از P2 بدون رعایت شرط اصلی

ستاپ دوم: ورود از P2 بدون رعایت شرط اصلی. ستاپ دوم: ورود از P2 بدون رعایت شرط اصلی.
در این ستاپ در آخرین موومنت ترند اصلی یک ساختار مخالف شامل P1، P2 و P3 شکل می‌گیرد اما هنوز P3 ترند قبلی گرفته نشده است.بنابراین تغییر روند تأیید نشده و فقط احتمال یک حرکت اصلاحی وجود دارد.معامله‌گر با عبور سایه قیمت از P2 فرضی وارد می‌شود و حدضرر را پشت P3 فرضی قرار می‌دهد.اولین هدف P3 ترند قبلی است زیرا ممکن است قیمت از این ناحیه برگردد و روند قبلی را ادامه دهد.این ستاپ در ترند تریدینگ برای روندهای صعودی و نزولی کاربرد دارد.

ستاپ سوم: ورود از P3 ترند قبلی + رعایت شرط اصلی

ستاپ سوم: ورود از P3 ترند قبلی + رعایت شرط اصلی. ستاپ سوم: ورود از P3 ترند قبلی + رعایت شرط اصلی. در این ستاپ ابتدا قیمت P3 ترند قبلی را می‌شکند و در خلاف جهت روند یک P2 فرضی و غیرقطعی تشکیل می‌دهد.سپس با بازگشت قیمت به P3 شکسته‌شده معامله‌گر می‌تواند با توجه به اعتبارنداشتن P2 جدید وارد معامله شود.حدضرر در انتهای موومنت ترند قبلی قرار می‌گیرد این ستاپ در روندهای صعودی و نزولی کاربرد دارد.

ستاپ چهارم: ورود از P2 قطعی شده قبل از خود + رعایت شرط اصلی

ستاپ چهارم: ورود از P2 قطعی شده قبل از خود + رعایت شرط اصلی. ستاپ چهارم: ورود از P2 قطعی شده قبل از خود + رعایت شرط اصلی. این ستاپ ابتدا در خلاف جهت ترند اصلی ساختار P1، P2 و P3 شکل می‌گیرد اما چون هنوز P3 ترند قبلی گرفته نشده،تغییر روند تأیید نیست.اگر بعدا قیمت P3 ترند قبلی را بگیرد می‌توان از P2 فرضی قبلی وارد معامله شد.حدضرر در انتهای موومنت ترند قبلی و تارگت اول روی P3 شکسته‌شده قرار می‌گیرد.

بهترین ستاپ‌های ترند تریدینگ کدام‌اند؟

بر اساس تجربه من، ستاپ هامر یکی از بهترین گزینه‌هاست به‌ویژه وقتی در انتهای کارکشن و هم‌جهت با روند بازار شکل بگیرد. من به‌صورت تخصصی روی شاخص داوجونز معامله می‌کنم و در بک‌تست‌های شخصی، برایند مثبتی داشته‌ام. رعایت روان‌شناسی معامله‌گری و مدیریت ریسک ضروری است.

پوزیشن خرید خودم در داوجونز طبق ستاپ هامر

در ماه MAY 2026 با شناسایی همین ستاپ روی شاخص داوجونز پوزیشنی گرفتم که با رعایت حدضرر و مدیریت ریسک نسبت ریسک به ریوارد (R/R) بسیار مناسبی به من داد این موفقیت تنها با ترکیب ترند تریدینگ،انضباط شخصی و مدیریت ریسک ممکن شد. ستاپ هامر یکی ستاپ های ترند تریدینگ دقیقا بلافاصله بعد از این کندل هامر، قیمت حرکت صعودی و روند جدید خود را آغاز کرد ستاپ هامر در تایم 1 ساعته

ترند تریدینگ در چه بازارهایی کاربرد دارد؟

ترند تریدینگ در تمامی بازارهای مالی دوطرفه و یک‌طرفه که جریان نقدینگی و روند مشخص دارند کاربرد دارد. بازارهای اصلی عبارتند از:
  • بازار سهام و شاخص‌ها: بورس داخلی و شاخص‌های جهانی مانند داوجونز (Dow Jones) و S&P 500.
  • بازار جفت‌ارزها (فارکس): معامله روی جفت‌ارزهای ماژور و مینور بر اساس قدرت ارزها.
  • بازار ارزهای دیجیتال (کریپتو): معامله بیت‌کوین و اتریوم در روندهای پرشتاب صعودی و نزولی.
  • بازار کالاها و فلزات گران‌بها: طلا، نفت خام و نقره که روندهای بلندمدت قوی می‌سازند.

آیا ترند تریدینگ در استراتژی والیوم تریدینگ کاربرد دارد؟

بله،ترند تریدینگ ستون فقرات والیوم تریدینگ است با ترند تریدینگ جهت حرکت کلی و ساختار بازار را شناسایی می‌کنید و سپس حجم و نقدینگی پشت آن حرکت را می‌سنجید تا مشخص شود آیا نقدینگی بزرگ بازار از روند حمایت می‌کند یا خیر. شناخت روند اولین قدم است تا در تله‌های قیمتی نیفتید،اما برای همسو شدن با بزرگان مارکت،باید زبان حجم را هم بلد باشید.در دوره والیوم تریدینگ دقیقا همین پیوند میان ساختار روند و جریان سفارشات (Order Flow) را به صورت عملی باز کرده‌ایم تا بدانید چه زمانی حجم معاملات ادامه روند را تأیید می‌کند.

جمع بندی 

ترند تریدینگ یعنی معامله‌کردن در جهت حرکت غالب بازار، نه مقابله با آن. در این روش، ابتدا ترند اصلی در تایم‌فریم روزانه مشخص می‌شود و سپس ترند ثانویه در نمودار یک‌ساعته برای بررسی کارکشن‌ها، موومنت‌های جدید و چرخش‌های احتمالی به کار می‌رود. ساختار P1، P2 و P3، تشخیص شکست، رعایت شرط گرفتن P3 ترند قبلی و توجه به کلوز یا سایه کندل‌ها، چارچوب اصلی این تحلیل را تشکیل می‌دهد. هیچ‌یک از ستاپ‌ها قطعی نیستند؛ بنابراین حدضرر، حجم مناسب معامله و نسبت ریسک به بازده باید همیشه رعایت شود.

سوالات متداول

ترند اصلی در تایم‌فریم روزانه و با بررسی Open و Close مشخص می‌شود.تثبیت P2 قبلی تأیید مهم ادامه روند است.
شکست P3 در تایم‌فریم یک‌ساعته می‌تواند نشانه چرخش ترند ثانویه باشد اما ورود بدون حدضرر منطقی،ریسک بالایی دارد.
انتخاب ستاپ به ساختار بازار بستگی دارد.ویدئوی آموزش ترند تریدینگ این ستاپ‌ها را روی نمودار واقعی نمایش می‌دهد.
لوگو زندتریدرز این محتوا توسط تیم آموزشی زندتریدرز تهیه و بازبینی شده است تا مفاهیم بازارهای مالی به صورت دقیق ساده و کاربردی آموزش داده شود. مطالب این صفحه صرفا جنبه آموزشی دارد و نباید به عنوان مشاوره مالی سیگنال معاملاتی یا تضمین بازدهی در نظر گرفته شود. فعالیت در بازارهای مالی با ریسک همراه است و مسئولیت هر تصمیم سرمایه گذاری بر عهده شخص کاربر است.

راه های ارتباطی با شرکت زند تریدرز:

youtube instagram telegram whatsapp

عکس آواتار
نویسنده مقاله

حامد طاهری

من حامد طاهری، با ۷ سال تجربه معامله در بازارهای فارکس و فیوچرز، معتقدم ترید فراتر از تئوری است. در زندتریدرز تجربیات عملی و چالش‌های واقعی‌ام درترید را با شما به اشتراک می‌گذارم تا مسیر یادگیری‌تان هموارتر شود.

مشاهده همه مقالات
دوره‌های مرتبط
تکمیل شده
مینی دوره تخصصی ((اکشن ولوم)) Action Volume Course
در حال برگزاری
دوره تخصصی لول 3 ( LEVEL3 )

دوره تخصصی لول 3 ( LEVEL3 )

۵۶۷
۰
۲۹,۰۰۱,۰۰۰ تومان
دیدگاه‌ها ۰
ارسال دیدگاه جدید